ابراهيم عاملي ( موثق )

354

تفسير عاملي ( فارسي )

است كه او حكم كرد : بحرمت مرده ى در ساحل ، و چون به خانه رفت و قرآن را برداشت و اين آيه را خواند ، گفت : مقصود از طعام آن است كه شكار نشده باشد و اين كه بساحل افتاده است حلال است . ابو الفتوح نوشته است : و آنچه لايق است بمذهب ما آن است كه مراد به « صيد بحر » آن است كه هر ماهى تازه كه از دريا برآرند ، و بقوله « متاعا » ماهى شور است ، چه آنچه در دريا بميرد بنزديك ما حرام است محرم را و جز محرم را و آن را « طافى » گويند . بعضى ديگر گفتند : مراد به متاع آن است كه آنچه به آب دريا رويد از نبات و ثمار ، و اين قول زجّاج است . « جَعَلَ اللَّه الْكَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرامَ قِياماً لِلنَّاسِ » 100 مجمع : يعنى براى برپاى ماندن كسب و زندگى آنها ، چون در ضمن انجام حجّ تجارت و تحصيل روزى ميكردند ، چنان كه از سعيد بن جبير نقل شده است : هر كس بحجّ رود براى دنيا يا آخرت ، خدا به او ميدهد ، و از حضرت امام صادق عليه السّلام نيز همين معنى روايت شده است . ابن عبّاس گفته است يعنى وسيله ى بجاى ماندن و آسايش مردم است كه اگر آنجا نبود يكديگر را نابود ميكردند ، ولى در آنجا اگر كسى قاتل پدر خود را ميديد باحترام خانه متعرّض او نميشد . فخر : كلمه ى « قياما » را ابن عامر « قيما » بىالف قرائت كرده است و معنى آن مبالغه و فزونى در اصلاح مهمّات مردم است ، و ارتباط اين آيه بآيات جلو آنست كه چون در كعبه و حرم شكار روا نيست و حيوانات بايد آزاد باشند ، انسان هم در آنجا آسوده ى از شرّ است و بهره مند از خيرات و خوشيها است . « وَالشَّهْرَ الْحَرامَ وَالْهَدْيَ وَالْقَلائِدَ » 100 مفسّرين مثل طبرى و امام فخر گفته‌اند اين هر سه ، وسيله ى آسايش عرب بود كه در ماه‌هاى حرام جنگ نميكردند و از هدى و قربانى كعبه خوراك بيچارگان تأمين ميشد و قلائد موجب آسايش بود كه حيوان قلاده دار معلوم بود وقف كعبه است و كسى كه از گرسنگى به حد مرگ بود متعرّض آن نميشد و هم اشخاص كه قصد حجّ داشتند براى آسايش